سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : رضا دین پرور
نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : ترکیب بند

بی‌نـوا هـر چه نـوا داشـتـه بـاشد بهتر            درد این عشق، صدا داشته باشد بهتر

آنقدر صاحب این روضه کرم دارد که            بیـشـتر هرچه گـدا داشـتـه باشد بهـتر


قـلب‌ها می‌زند، انگـار به نـقـاره زدند            شاه، امـروز شـفـا داشـتـه بـاشد بهـتر

هر که افـتـاده مـسـیـرش دم سقـاخـانه            عـطـش کـربـبـلا داشـتـه بـاشد بـهـتر

می‌نشیند به دل این حرف، اگر حرف بجاست

هرکسی زائر آقاست، دلش کرببلاست

ریزه‌خوار از کرم خوان عطا بسیار است            پشت چشمی که رئوف است دعا بسیار است

روی دیوار رواق تو قـلـم زد جـبریل            گفت که درد بیـاریـد، دوا بسیار است

وقت‌هایی که شلوغ است حرم، خادم تو            می‌زند جـار بیـائید که جا بسیار است

عاشق بی‌سر و پا دور و بر تو کم نیست            جان زهرا برسان تذکره پا بسیار است

من هوایی‌تر از آنم که به گـنـبد نرسم

می‌رسد جان به لبم گر که به مشهد نرسم

اول عشق خودت هستی و آخر، حرمت            نرود قطع یقین عمر، هدر، در حرمت

چه نیازی به بهشت است مرا چون دارد            جلوۀ روز و شبش چند برابر، حرمت

فـیض دسـتان شـما دانـه بـرایم پـاشید            تا کـبوتـر شدم و داد مرا پـر، حرمت

لعنت الله بر آنکس که به تو ابتر گفت            داده عمری چقدر حاجت ابتر، حرمت

هر کسی را گـرۀ کـور به کار افـتاده

گـذرش بر حـرم تو دو سه بار افـتـاده

تو دعـا کـردی و افـتـاد دل مـا یـادت            سحری پر زد و شد زائر گوهرشادت

عمر من رفت؛ تو کی می‌گذری از کوچه            لب من داشت به خاک قـدم تو عـادت

خضر با دیدنت افتاده به خواهش کردن            مرحبا بر تو و این دولت مادر زادت

چون پیاله دلمان توبه که می‌کرد شکست            نیـمـه‌شب دور و بـر پـنجـرۀ فـولادت

چشم ما را به قـدمگـاه تو مایل کردند

همه را ریزه‌خور سفـرۀ دعـبل کردند

می‌کنی معجزه هر آینه با هر انگشت            سر زلفت سحری چرخ زد و ما را کشت

آخر و عـاقـبت ما شده انگـار به خیر            نسل در نسل گدائیم همه پشت به پشت

غـیـر تـو هـیـچ نـداریـم مـیـان عــالـم            پیش تو هیچ نـداریم اگر وا شد مـشت

روز محـشـر به امـیـد کـرمت می‌آئیم            دور آهوی نگاهت همه از ریز و درشت

پس بیا تا دم محـشر نشده محـشر کن

پای تا فرق سرم گوش شده لب تر کن

نمـک اشک، کـنـار تو چـشـیدن دارد            از خودت، روضۀ ارباب شنیدن دارد

باز افـتـاده کـسی تـشـنـه میان گـودال            اصلاً این روضه به آخر نرسیدن دارد

عکس آن زلف که در دست حرامی افتاد            مثـل زینب بـه خـدا آه، کـشـیـدن دارد

این سئوالی است که باید به جوابش نرسم            آخر انگـشت تنی پـاره، بـریدن دارد؟

به غرورم، به رگ غیرت من برخورده

وای از چند طرف نیزه به این سر خورده

نقد و بررسی